سيد اصيل الدين عبد الله واعظ

149

مقصد الاقبال سلطانيه ومرصد الامال خاقانية ( فارسى )

و علت طاعون واقع شد . چنانچه شرح آن از تحرير قلم و تقرير رقم بيرون است . در ماه جمادى الاخرى و رجب اين علت در شهر و بلوكات ظاهر شدن گرفت و چون خلايق هرگز مثل آن نديده بودند و از پيشينيان نشنيده ، عاجز و متحير ماندند و روز بروز مرض و علت زيادت مىشد . ناگاه كسى را درد سر و تب سوزان مىگرفت و دانه مقدار نخودى بيشتر يا كمتر بر اعضاء پيدا مىآمد و بعد از يك دو روز به جوار رحمت ايزدى مىپيوست و بسيارى از صغار و كبار جلاى وطن اختيار كرده به اطراف و اكناف بيرون رفتند و بيشتر به سلامت باز آمدند . و اين علت در ماه شعبان و رمضان طغيان كرد . در شوال و ذيقعده به آن مرتبه رسيد كه نقل كردند در شهر و بلوكات يك روز ، ده‌هزار به اين علت درگذشتند و العهدة على الراوى و گويند يك روز در شهر شمردند چهار هزار و هفتصد تابوت يرداشته‌اند و بسيار بر اولاغان بار كرده بردند و در مغاگها انداختند و خاك برايشان ريخته پنهان ساختند و همچنين در شهر به اين نوع دفن كردند و در بلوكات اين حالات هم به كثرت و هم به عدد زيادت از شهر بود و هر مبالغه كه قلم و زبان در وصف آن واقعه ادا نمايد عاقبت كار به عجز و قصور معترف آيد . اولى آنست كه ذكر جمعى مشاهير كه به اين علت جهان را وداع كردند گفته شود . جناب ولايت مآب ارشاد انتساب شيخ زين الملة و الدين الخوافى قدس سره دوم ماه شوال به سراى قربت و حال ارتحال نمود و جناب شيخ جهت تسكين و با دعا فرمود و فائده بر آن مترتب نبود و آن جناب را در قريهء مالان مدفن ساختند و باز جمعى درويشان به آن مقام راضى نشده نعش غفران مآب را به درويش‌آباد كه ساختهء شيخ بود نقل كردند . و خاطر بعضى نيز آنجا نكشيده قالب آن جناب در شمال شهر در جانب جنوب عيدگاه مدفون شد . و جناب وزارت مآب دستور اعاظم الوزراء خواجه غياث الدين پير احمد الخوافى بر سر آن فايض الانوار عمارت عالى ساخت و مزارع و مستغلات وقف فرمود . تقبل الله تعالى منه . و جناب اقضى القضاة فى الاسلام قاضى صدر الدين محمد بن قاضى قطب الدين عبد اللّه قاضى جلال الدين محمود الامامى ششم شوال انتقال نمود و در مزار گازرگاه مدفن يافت . و مولانا اعظم قدوة الفضلا مولانا ضياء الدين نور اللّه الخوارزمى خطيب و امام جامع هرات و عالم نحرير و صاحب تقرير و تحرير هم درين ماه وفات يافته در گازرگاه مدفون شد .